534 - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:12
وضعیت دو سه شب اخیر من : فیلم دیده ، جایش را کنار بخاری می اندازد ، لامپ هارا خاموش میکند و در سکوت دراز میکشد و با گوشی مشغول میشود .. یکی دو ساعت بعد صدای بارون سکوت و شکسته و به خواب میرود :)
513 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
هیچی بدتر از این نیست که مجبور به انجام کاری کننت که دوست نداری ! توی خونواده هم اعصاب خوردیش بیشتره برای نمونه : مجبورت کنن ازدواج کنی وقتی حس میکنی وقتش نیست ، اونم با شخصی که علاقه ای بهش نداری :) چه جنگ اعصابی بدتر از این اینکه یکی از دلایل اجبارشون سخت بودن دادن خرجیت باشه دیگه یه وضیه یکی از ب...
514 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
عاغا مگه میشه ؟ وسط اردیبهشتیم و من هنوز هیچ پستی از این ماه اینجا ثبت نکردم . روزانه نویسی هم نمیکنم خیلی وخته . من چم شددددده؟
515 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
اینایی که دست رد به سینه ی عشق یکی دیگه میزنن و تازه دارم درک میکنم ! عاغا نمیششششششه واقعا هرکاری میکنی دلت راضی نمیشه .. وقتی رو یکی کراش داشتین و طرفتون قبول نکرد باهاتون باشه ناراحت نشید ، منطقی به این قضیه نگاه کنید و خودتون و بذارید جای اون .. اگه یکی به شما پیشنهاد میداد که دوست نداشتین قبول ...
516 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
عاغا من دیگه تا مهمونی چیزی نشه ارایش نمیکنم ^^ اینجوری خیلی بهتره بنظرم خارجی طوره D:
517 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
باورم نمیشه حدود دوماه به وبلاگم سر نزدم و یکی از ماه هارو تو ارشیوم از دست دادم :( مشغول چی بودم واقعا
518 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
سحر تنها فردی از شهرمون(همسایه) که واقعا میفهمید من چی میگم و چی میخوام و چه کارایی رو دوست دارم انجام بدم و تبریل به چه دختری بشم .. تنها کسی که هروقت اراده میکردم که بریم بیرون یا دخترونه دوتایی بر
519 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
هی ایتس می :)) عاره عایم الایو ^^ گویا تونستم مراوه ی بدون سحر رو تحمل کنم .. ارتباطمون خیلی کم شده ولی خب میگذرونیم دیگه از اردیبهشت تا الان داشتم سعی میکردم با یسری چیزا کنار بیام و خودمو هرطوووور
520 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
امروز قرار بود برم برا کارت نویسی ـه مریم (وان عاو مای بست فرندز) نرفتم ولی به هیچ پیامک و تلفنی جواب ندادم و فقط فیلم دیدم دو قسمت از سریال black mirror ، فیلم kaabil و فیلم ok jaanu با فیلم کابیل قشنگ عررررررررررررر زدم .. انقد که اتفاقای غیرمنتظره و اعصاب خوردکنی میفتاد .. خیلی دوسش داشتم
521 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
فردا قراره مامانم بلخره به اغوش گرم خونواده برگرده نمیدونم واقعا دلم برا خود مامانم تنگ شده یا بیشتر منتظر سوغاتیاشم D: البته برا خودشم دلم تنگ شده زودتر بیاد از شر غذا درست کردن برا این سه تا نره غولا خلاص شم -_- پی نوشت : راستی ، باشگاه ثبت نام کردم دوباره .. فردا روز دوممه .. خیلی ضعیف شدم زود نف...
522 - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 14:41
در باشگاه کمر خود را به گا دهندگانیم -_- حتی بزور میرم دششوری :|
461 - تاریخ: 1396/6/16 ساعت: 12:57
عاااااااااااااااخ قلبم کراش مورد نظر تو دانشگاه خودمون انتخاب واحد کرده و بیخیال دانشگاه اصفهان شده من خودم به شخصه اگه درخواست مهمانیم به دانشگاه مثلا شیراز تایید میشد دو ثانیه هم در موردش فک نمیکردم که برم یا بمونم ^^ هولــــــی مولــــــی
460 - تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 20:27
این ترم 20 واحد بی زبون و برداشتم -_- چاره ی دیگه ای هم نداشتم تازه کلامم باید بندازم هوا که پیش نیازا رو ورداشتن وگرنه کـــلی از بقیه عقب میموندم ! طفلک صبوری .. بخاطر یه استاتیک چه سختیایی که نکشید ازونجایی که همشونم اختصاصیه و دیگه عمومی ندارم که رو معدلم تاثیر مثبت بذاره و قراره پروژه هم بهمون ب...
451 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
شهریور ۱۳۹۶ ( ۹ ) مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۴ ) تیر ۱۳۹۶ ( ۲۸ ) خرداد ۱۳۹۶ ( ۲۹ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۲۲ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۲۸ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۲۱ ) بهمن ۱۳۹۵ ( ۲۸ ) دی ۱۳۹۵ ( ۸ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۱۲ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۲۹ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۳۳ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۳۹ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۵۴ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۶ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۶ ) ...
452 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
دو سال منتظر بودیکه هم تو شهر خودت باشی هم تو یه دانشگاه خیلی خیلی خیلی بزرگ تر و از لحاظ علمی و همه چی بهتر درس بخونی و پیشرفت کنیانتظار تموم شد و رسیدی بهشمرسی که ردش کردی :))حتمن برا خودتم سخت بوده این تصمیمولیهمون موقع که خبر قبولیتو دادی بم من همه چیو تموم کردم :))گود لاک !
453 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
امروز عید قربان ـه :) یه عید قشنگ برا منو خونوادم و همه ی ترکمنا ^^ و همچنین تولد بهترین دوستم الناز چرا نباید 10 شهریور 1396 یکی از بهترین روزای من نباشه ^___^
454 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
اصلا فکرشو نمیکردم خونه گرفتن انقد سخت باشه و استرس وارد کنه بم محبوبه که قشنگ نابود شد حالا که اون گیم اوور شد نوبت ـه منه -_- خدایا هـــلـــــپ !
455 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
شهریور ۱۳۹۶ ( ۹ ) مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۴ ) تیر ۱۳۹۶ ( ۲۸ ) خرداد ۱۳۹۶ ( ۲۹ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۲۲ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۲۸ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۲۱ ) بهمن ۱۳۹۵ ( ۲۸ ) دی ۱۳۹۵ ( ۸ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۱۲ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۲۹ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۳۳ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۳۹ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۵۴ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۶ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۶ ) ...
456 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
شهریور ۱۳۹۶ ( ۹ ) مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۴ ) تیر ۱۳۹۶ ( ۲۸ ) خرداد ۱۳۹۶ ( ۲۹ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۲۲ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۲۸ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۲۱ ) بهمن ۱۳۹۵ ( ۲۸ ) دی ۱۳۹۵ ( ۸ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۱۲ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۲۹ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۳۳ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۳۹ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۵۴ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۶ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۶ ) ...
457 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
بلخره کاغذ بازیای خونمون تموم شد یکککککککککک ذره هم فک نمیکردم انقد سخت باشه :| یخورده از کاراش مونده که اگه اونارو هم انجام بدم دیگه به مستقل بودن ـه خودم ایمان میارم ^^ اینکه میتونم رو پای خودم وایستم و مسئولیت پذیر باشم =))